تبليغاتX
من معلم ریاضیم
 برا همه ی معلما
سلام گل گلي ها

چند روز پيش يه كتاب مطالعه كردم به نام هوش هاي چند گانه ي در كلاس هاي درس اثر توماس آرمسترانگ وترجمه ي مهشيد صفري. به نظر من كتاب جالبيه براي معلمها و مربيان خيلي مفيده.قسمت كوچكي از مطالب كتاب رو خلاصه مي گم ولي توصيه مي كنم حتما مطاله كنيد كاري از انتشارات مدرسه است مطالب جديدي داره

كتاب كه بيشتر حول نظريه ي هوش هاي چند گانه ي گاردنر (تئوري ام آي)مي چرخد.تقريبا بر اين اساس استوار است كه تمام انسانها و در بحث حاضر دانش آموزان داراي ۸ مقوله ي هوش هستند هوش زباني- هوش منطقي رياضي- هوش مكاني- هوش حركتي جسماني- هوش موسيقيايي-هوش ميان فردي-هوش درون فردي و هوش طبيعت گرا

گآردنر در جريان تحقيقات خود به افرادي بر مي خورد كه بر اثر ابتلا به برخي بيماريها منطقه ي خاصي از مغزشان آسيب ديده است .ضايعات مغزي اغلب باعث تضعيف و آسيب يكي از مقولات هوشي مي شود . بدون اينكه روي بقيه اثري داشته باشد .براي مثال آسيب ديدگي منطقه ي بروكا (در لوب پيشاني چپ )باعث اختلالات شديدي در هوش زماني مي شود به طوري كه صحبت كردن خواندن و نوشتن در افرادي كه اين آسيب ديدگي دارند با اختلال همراه است وليكن اين افراد در آواز خواندن انجام عمليات رياضي ابراز احساسات هيچ مشكلي ندارند.

گاردنر معتقد است كه در برخي افراد نوع خاصي از مفولات هوشي كارايي بيشتري دارد كه مي توان آن را به برافراشتگي كوه هاي سترگ در برابر زمين هموار تشبيه كرد مانند نوابغ كه در يك زمينه ي هوشي خاص قابليت هاي بيشتري دارند

به اعتقاد او ممكن است فردي به خاطر بعضي نقص ها و كمبود هاي خود ابراز تاسف و مشكلاتش را ذاتي و دشوار تصور كند .اما اگر فرد از آموزش تشويق و استغناي كافي برخوردار شود قادر خواهد بود هر يك از هشت مقوله ي هوشي خود را تا سطح بالايي از عملكرد توسعه دهد و به يك برنامه ي آموزشي اشاره مي كند كه چگونه افرادي با استعداد موسيقيايي -زيستي نسبتا ضعيف و تنها از طريق تركيب عوامل محيطي مي توانند به سطح بالايي از مهارت در زمينه ي نواختن ويولون و پيانو  برسند

تئوري هوش هاي چند گانه مدل مناسبي براي بررسي توان آموزشي و توانايي هاي ارتقاپذير افراد به شمار مي آيد

تئوري ام آي مدلي است كه در ايجاد مقولات هوشي پرورش را به همان اندازه ي طبيعت و سرشت و حتي بيشتر از آن حائز اهميت مي داند

نويسنده در بحث سنجش هوش هاي چند گانه ي دانش آموزان مي گويد:

من هميشه با شوخ طبعي به معلمان پيشنهاد مي كنم كه يكي از بهترين روش هاي شناسايي و كشف هوش هاي توسعه يافته ي دانش آموزان مشاهده ي نحوه ي سو ء رفتار آنان در كلاس است

براي مثال دانش آموزي كه از هوش زباني بالايي برخوردار است امكان دارد خارج از نوبت صحبت كند.دانش آموزي با هوش مكاني فوق العاده ممكن است به خط خطي كردن دفتر خود با خيال پردازي بپردازد.دانش آموزي كه در هوش ميان فردي از توانايي برخوردار است احتمال دارد به معاشرت با ديگران بپردازد و ديگري با هوش طبيعت گراي خود ممكن است بدوت اجازه حيواني را با خود به كلاس بياورد!

دانش آموزان با اين رفتارها مي خواهند بگويند كه:"اين است روشي كه من مطالب جديد را مي آموزم و اگر تو از طبيعي ترين كانال يادگيري من وارد نشوي من باز اين كارها را خواهم كرد."

دوستان براي اين دفعه فكر كنم  كافي باشه ولي در آينده مطالبي در مورد اينكه چگونه در كلاس درس با در نظر گرفتن توانايي هوشي افراد در هر يك از هشت زمينه تدريس كنيم مطالبي از همين كتاب را مطرح مي كنم ضمنا اگر دوستان من نظري يا اطلاعاتي در اين مورد دارند بنده سراپا گوشم و خوشحال مي شم منو در جريان قرار بديد شاد باشيد راستي به بخش هاي مختلف مغز لوب گفته مي شه  

|+| نوشته شده توسط خانم تشانی در سه شنبه هجدهم مرداد 1384 و ساعت 2:23  

بالا

بالا