تبليغاتX
من معلم ریاضیم
 

 ارثیه ی کانتور

سلام به دوستان خوب و نازنینم

اول از دوستان عزیزی که در پست قبلی با کامنت های زیباشون ما رو شرمنده کردن ممنونم و از دوستانی که توصیه های مفیدی داشتن خصوصا جناب پهلوزاده کلی سپاسگذارم.

و اما دوم اینکه دیروز برای بازدید از محل کار آینده ام یعنی پرک یه سر با خانواده رفتیم اونجا و بعدش هم مدیر مدرسه ای که قراره اونجا معلم بشم رو به خونه اش رسوندیم(البته اصلا برا خود شیرینی نبود ما خودمون می خواستیم برگردیم کنگان به جان خودم!!!)و کلی تو راه با هم گپ و گفت داشتیم.

و سوم اینکه بریم سراغ کانتور خودمون

کانتور به توصیه ی استاد ریاضی خودش روی موضوعی کار می کرد که زمانی فوریه ریاضیدان بزرگ فرانسوی آن را آغاز کرده بود.در همین پژوهش ها بود که کانتور به نظریه ی مجموعه ها رسید(و به ویژه مقایسه ی مجموعه های بی پایان)می گم چقدر سرگذشت من و دوستام هم شبیه به این کانتور بوده ها!ما هم یه استاد ریاضی داشتیم که توصیه های گرانبهایی داشتن همیشه تقریبا یه ربع آخر کلاس رو به بحث در مورد نحوه ی رفتار زن و شوهر در منزل صحبت می کردن و البته بیشتر خانم ها(البته ایشون می گفتن زن ها)ایشون معتقد بودند که زن به هیچ وجه شب نباید بره بیرون و اصولا بدون مردش نباید بره جایی و از این حرف ها.و خیلی حرف های دیگه مثل اینکه باید با خانواده ی شوهر بعد از ازدواج رابطه ی خیلی صمیمی داشت(حالا خانواده ی زن بماند ایشون زیاد لازم نمی دیدند)البته تا یادم نرفته بگم که یکی از بچه های کلاس اون موقع نامزد داداش این استاد بزرگوار بودن(یه جورایی این دوستم سر کلاس تا قبل از ازدواج تمام اخلاق خونواده شوهرش رو فهمیده بود )همیشه یادم می آد سر به سر این استاد عزیز می داشتم و یه بار هم گفتم استاد شما دارید این حرفها رو به در می گید که دیوار بشنوه!مگه نه؟و ایشون هم هیچی نگفتن چون رابطشون با من همچین بد نبودش و اینا رو به حساب شوخی می گرفت.

خلاصه اینکه کانتور به توصیه ی استادش آخرش به نظریه ی مجموعه ها رسید.

ما هم به توصیه ی استادمون آخرش فهمیدیم که چطور می توان به موقع(قبل از غروب)به خانه رسید.

کانتور به جز کشف های دیگر خود به یک موفقیت اساسی رسید :مقایسه ی مجموعه های بی پایان.او روشن کرد که برخی از مجموعه های بی پایان هم ارزند و برخی هم ارز نیستند.به زبان دیگر "تعداد"عضوها در برخی از مجموعه ها نسبت به برخی دیگر "فشرده تر" هستند یعنی توان بالاتری دارند.

گالیله در زمان خود معتقد بود که اگردو مجموعه ی بی پایان را مقایسه کنیم به تناقض می رسیم زیرا تعداد عددهای طبیعی با تعداد عددهای زوج (که زیر مجموعه ای از عددهای طبیعی است )برابر در می آید ولی کانتور درست از همین جا آغاز کرد و نتیجه گرفت در مجموعه های بی پایان این هم توانی امری طبیعی است و هیچ تناقضی در آن وجود ندارد.

در زمان کانتور ریاضیدانانی که با سنت های کهنه خو گرفته بودند نمی توانستند با پیشنهاد های "انقلابی"او موافق باشند.اگر از معدود کسانی که با او موافق بودند(یا مثل ددکیند خودشان هم روی مجموعه های بی پایان کار می کردند)بگذریم همه به تحقیر و سرزنش کانتور پرداختند.

هانری پوانکاره ریاضی دان سرشناس معاصر کانتور کارهای کانتور را نوعی بیماری می دانست و هیچ ارزشی برای آن قائل نبود.به ویژه  (لئوپولد کرونه کر)ریاضیدان آلمانی همه ی تلاش های ذهنی خود را در مخالفت با کانتور گذاشت و او را "شارلاتان "نامید و اعلام کرد:"نظریه ی مجموعه های کانتور هیچ ارزش واقعی ندارد"

شدت این جمله ها چنان بود که کانتور را دچار بیماری عصبی جدی کرد به نحوی که ناچار شد از ریاضیات و از استادی دانشگاه چشم بپوشد ولی ارثیه ای که از خود باقی گذاشت روز به روز غنی تر و کارامد تر شد به نحوی که امروز به صورت یکی از نیرومند ترین زبان ها برای بیان قانون های حاکم بر طبیعت و جامعه در آمده است.

در ضمن من به استادام همیشه احترام می ذاشتم و خواهم گذاشت این موضوع هم من باب درددل مشکل داخلی ما معلمان بود.

اینم برا استاد عزیزم 

راستی عزیزان اگه به اینجاهم سر بزنید چیزای جالبی دستگیرتون می شه!از من گفتن. ولی بریدا اکی.....

|+| نوشته شده توسط خانم تشانی در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384 و ساعت 15:43  

بالا

بالا